شروع مشکلات

سلام دوستان گلم

دوست دارم هر چه زودتر به روز بشم اخه این روزا لحظات بدی سپری میکنم اما چون دوست دارم مطالبم پشت سر هم باشه نمیتونم از حال و روزم بگم .بخاطر همین سریعتر مینویسم تا بتونم به روز بشم.

به نامزدم گفتم اگه عقد کنیم و محرم باشیم خونواده م با بیرون رفتن ما باهم مشکل ندارن.هر چه زودتر سعی کن عقد کنیم.چون واقعا من تحت فشار بودم شوهرم میگفت میخام بیام ببینمت اما مادرم اجازه نمیداد و من باید هر روز با هردوشون دعوا میکردم.

از یه طرفم خانواده همسرم دوس نداشتن مسئولیت بپذیرن چون عقد کردن خرج داشت و هم که منم عضوی از خانواده شون میشدم.از اونجا که خیلی خسیس بودن مادرشوهرم اصلا دوست نداشت ما عقد کنیم.چون در دوران نامزدی خانواده شوهر هیچ مسئولیتی در قبال عروس ندارن.منم بیشتر شوهرم تحت فشار گذاشتم که یا عقد کنیم یا رابطه مون تموم.چون واقعا دیگه نمیتونستم.شوهرمم با خونواده ش درگیر میشد.مادرشوهرم گفته بود درصورتیکه هیچ خریدی نکنیم و یه عقد خیلی ساده در محضر برگزار کنیم اشکال نداره عقد کنین.

شوهرمم به من گفت منم گفتم به درک.من هیچی نمیخوام.در ضمن من پس از پایان تحصیلاتم در یک شرکت کار میکردم در یک محیط بسیار بد.اما چون نیاز شدید به پول داشتم مجبور بودم کار کنم.کلا من آدمی هستم که خوشم نمیاد از خونواده م پول بگیرم و منت بذارن.بخاطر همین همه سختیها رو تحمل کنم و به صورت دو شیفت از 8 صب تا 5-6 کار میکردم و حتی شرکت ناهار به ما نمیداد. و سر و صدای گوش خراش غیر قابل تحملی در محل کارم بود.و در اویل حقوقم ماهی 100 تومن بود اما پس از مدتی که به صورت دوشیفت بودم به 200 تومن در ماه رسید.اما به دلیل اینکه کارم خیلی خوب انجام میدادم به یه بخش دیگه منتقل شدم و وضعیت کارم خیلی بهتر شد.

خانواده همسرم خیلی خسیس بودن و حتی خرج لباس شوهرم نمیدادن.من با این حقوق کم مجبور بودم کار کنم و برا شوهرمم لباس بخرم.اما خانواده م از این قضیه خبر نداشتند.

کم کم نزدیک عید بود .خانواده شوهرم به زور راضی شدن که ما عقد کنیم.اما بدون هیچ هزینه ای.اما من میدونستم که خانواده م اینجوری راضی نمیشن.شوهرم گفت خودت با مامانم صحبت کن و بهش بگو بجای محضر خونه عقد کنیم و فقط خرج ارایشگاه بدن.منم باهاش صحبت کردم و بخاطر تعارفی که اوایل داشتیم راضی شد ارزونترین سفره عقد واسه م بگیرن.خلاصه خانواده منم که پدر و مادرم اصلا راضی نبودن اما من گفتم که خودم میخوام.

یه روز صب رفتیم یه سفره عقد برام کرایه کردن و نوبت ارایشگاه گرفتیم که البته مادرشوهرم فقط پیش پرداخت داد و برای تسویه نیومد و مجبور شدم خودم پرداخت کنم.آتلیه هم نوبت گرفتیم و مادرشوهرم فقط هزینه یه عکس پرداخت کرد و بقیه عکسا خودم هزینه ش دادم.و بعدا فهمیدم که تعداد عکسایی که خواهر شوهر گرفته خیلی بیشتر از عکسای منه.من فقط 4 تا عکس چاپ کردم.چون فقط حقوقم 200 تومن بود.حتی لباس عقد و کفش و...همش خودم خریدم.

بخاطر شوهرم مجبور بودم مقابل خونواده م بایستم و بگم من هیچی نمیخوام.با همه اینا بازم قبولش دارم.هر روز غر غر مادرم داشتم.وای انگار مشکلات من تمومی نداشت

/ 2 نظر / 2 بازدید
مریم

دارم فکر میکنم کارت درست بوده یا نه اگر این برنامه ها برای من پیش بیاد چه کنم . ولی بازم من خیالم از خانوادم راحته [خنثی]